سيد ظهير الدين مرعشى
67
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
اصفهانى بود . بعد از قتل مازيار پسر عبد اللّه طاهر را به حكومت طبرستان فرستادند كه يك سال و سه ماه حكومت كرد تا پدرش در خراسان درگذشت . خود عبد اللّه براى حكومت خراسان رفت و محمد برادرش را به جاى خود در طبرستان نصب كرد . بعد از مدتى برادر ديگر او سليمان نام بيامد و والى طبرستان شد و محمد به بغداد رفت . بعد از مدتى او را هم عزل كردند و محمد بن اوس را بفرستادند . محمد اوس پسر خود احمد را به چالوس بنشاند و كلار را نيز به دو سپرد و خود به رويان بنشست ، و ظلمى قوى آغاز كرد . سالى سه خراج در رويان مىستاندى . يكى براى محمد بن اوس ، و يكى براى پسرش ، و يكى براى مجوسى وزيرش ، تا معتصم خليفه بگذشت ، و متوكّل به جاى او بنشست ، و او مردى بد سيرت بود . خاصّه با آل رسول . وزيرى داشت خارجى مذهب . هميشه بر سفك دماء آل رسول او را تحريص مىنمود . متوكل شب و روز مشغول شرب خمر بود . و بيشتر اوقات مست بودى ، و فجورش از حدّ متجاوز بود . و او است كه مشهد مولانا حسين بن على عليهما السّلام را خراب كرد . و آب در بست . آب به نزديك روضهء حسين عليه السّلام رسيد و باز ايستاد و آن مقدار از زمين دور مرقد مطهّر را - كه آب فرا نگرفته بود - حاير خواندند ، و در دور منتصر خليفه كه دعوى تشيّع كردى و الداعى محمد بن زيد در طبرستان جهت آن مال فرستاد و عمارت مشهد فرمود ، و امير عزّ الدّوله آل بويه مشهد مبارك حضرت امير عليه السّلام را در نجف ، و مشهد حضرت سيد الشهداء عليه السّلام را در كربلا ، و مشهد حضرت موسى و جواد عليهما السّلام را در كاظمين ؛ و مشهد حضرت عسكرى عليه السّلام را در سرّ من رآى عمارت بسيار فرمود و بر در حرم مطهر حضرت امير عليه السّلام نام خود را نوشت و در آنجا ثبت كرد : وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ « 1 » و ناصر خليفه و پسرش مستنصر امامى بودهاند ، و قاتل امام على بن محمد تقى ، متوكل است .
--> ( 1 ) - قرآن : سورهء 18 ( الكهف ) آيه 18 مكية